شنبه 4 خرداد 87 , ساعت 5:25 عصر
حالا بماند در خرابه تا... سه نقطه
این محو یکدیگر شدن در این خرابه
یا اینکه مارا می پراند یا... سه نقطه
اصلا چرا من خواستم پیشم بیابی
بابا شما که پا نداری تا ...سه نقطه
یادت میآید روزهای در مدینه؟
دو گوشواره داشتم ،حالا ...سه نقطه
وقتی لبت را زیر پای چوب دیدم
می خواستم کاری کنم اما ...سه نقطه
انگشت خود را جمع کرد و نا گهان گفت
انگشت پر ، انگشتر بابا ...سه نقطه
http://360.yahoo.com/profile-OKnbJ9UrRKTSZpGL_68JjlQfP_VUvQ--?cq=1
نوشته شده توسط سید | نظرات دیگران [ نظر]
لیست کل یادداشت های این وبلاگ

